از يه رشتي مشخصات زن خوب رو ميپرسن ، ميگه والا اگه بخوام به عنوان مثال زن خودمو بگم : يه بار رفتم خونه ، ديدم ممد آقا رو كارشه ، گفتم آقا كي باشن ؟ سرشو انداخت پايين ..... نجابتش فرداش رفتم خونه ، ديدم باز ممد آقا رو كارشه ، گفتم آقا كي باشن ؟ گفت ممد آقا ..... صداقتش فرداش رفتم خونه ، ديدم باز ممد آقا رو كارشه ، گفتم آقا كي باشن ؟ گفت به تو چه ؟ ..... شجاعتش فرداش رفتم خونه ، ديدم مردم در خونمون صف بستن و ممد آقا هم اول صف رو كارشه ، گفتم منم ميخوام گفت برو آخر صف ..... عدالتتش
يه روز حسن اقا رفته بود ماهي گيري تور ماهي گيري رو كشيد بالا ديد يه پري دريايي گفت والاهه سگ ماهي,كوسه ماهي,خر ماهي و اره ماهي ديده بوديم ولي جنده ماهي نديده بوديم
رشتيه عروسي ميكنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش ميپرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه: اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست
رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي
رشتيه داشته پسرشو نصيحت ميكرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك ميگيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك ميگيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك ميگيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك ميگيرند!!!
دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميداده. خونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيه. پسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفته. يه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه كردن، يه دفعه ميبينه، اِه! اين كه دختره نيست! در مياره و ميپره رو دختره. رشتيه پاميشه به پسرش ميگه: بابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ميكنه مياد جلو
به زن رشتيه ميگن شما موقع عشق بازي با شوورتون حرفم ميزنين ؟ ميگه خوب اگه زنگ بزنه آره
رشيه زن ميگيره، فرداي روز ازدواجش رفقاش ميان پيشش ميگن: خوب تعريف كن ببينيم، چطور بود؟ رشتيه ميگه: والله جاي همتون خـــيــــلي خالي بود
رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده !! ميگه رفتم خونه ديدم يه يارو داره با خانومم تو آشپزخونه ور ميره !! دوستش ميگه خوب تو چي كار كردي ؟ رشتيه ميگه ديدم خانوم رو لخت كرد ! دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟ رشتيه ميگه ديدم قاشق رو برداشت كرد تو كون خاونم !! دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟ رشتيه ميگه : منم تصمصم گرفتم ديگه با اون قاشق غذا نخورم
رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه !! داداشش رو صدا ميكنه شتلق ميزنه زير گوش داداشش !! ميگه اينو زدم دفعه بعد سيگار نكشي
رشتيه ميره قهوه خونه ! يه دفعه يه لاته مياد تو چاقو رو ميزنه وسط ميزه ميگه خار اينوريا رو گاييدم ، مادر اون وريها رو هم گاييدم !! يه دفعه رشتيه بلند ميشه ميگه آقا ببخشيد من خواهر ندارم ميشه اونور بشينم
رشتيه حال ميكنه از تريپه لاته يه روز چاقو ور ميداره ميره قهوه خونه شترق ميكوبه رو ميز .... تا مياد حرف بزنه ۳ -۴ تا از اين مشتيا تيزي ها رو ميكشن بيرون ! طرف جفت ميكنه ميگه .... خواهرمو اينوريا .... مادرمو اينوريا
زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه: خانومجان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه
رشتيه داشته تو خيابون ميرفته يه دفعه يكي از پشت سر ميزنه پس كلش ميگه بگو بينم واقعا زدي يا شوخي كردي.... يارو ميگه نخير خيلي هم واقعي زدم ... رشتيه ميگه خب خيالم راحت شد چون من از شوخي خوشم نمياد
يكروز يه رشتيه ميره ژاپن زنش براش پول مي فرسته
يه بار يه رشتيه ايستاده بود دم در خونه شون، يكي مياد مي گه: خواهرت كجاست؟ رشتيه هم شاكي مي شه، مياد اعتراض بكنه، طرف يه تفنگ در مياره مي گه يا مي گي خواهرت كجاست، يا خلاصت مي كنم!! رشتيه هم هول مي كنه مي گه: او...او...اون بالا... طرف مي ره و كارشو مي كنه و بعد نيم ساعت مياد پايين، مي خنده به رشتيه، مي گه: گولت زدم، تفنگم الكي بود!! رشتيه هم مي گه: منم گولت زدم! اون خواهرم نبود، مادرم بود!!!
رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري ميكرده! ملت جمع ميشن ميگن: بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه: پسري كه درس نخونه بايد خوارشو گاييد!!!
رشتيه رفت كه زنشو بيمه عمر كني.يارو ازش پرسيد جناب چه بيمه اي بنويسم؟رشتيه گفت:بيمه شخص ثالث بنويس!!چون رفتو آمدش زياده
يه روز 3 تا زن رشتي نشسته بودن دور هم داشتن سبزي پاك ميكردن و حرف ميزدن ... يكيشون ميگه شنيديد جديدا توي تهران يكي پيدا شده به اسم خفاش شب مياد زنارو ميگيره ميكنه ميندازدشون خارج شهر
رشتيه سوار هوا پيما ميشه وقتي كه مهماندار مياد ميگه چي ميل دارين رشتيه ميگه : ختنوم جان من شير ميخوام مهماندار ميره و مياد ميگه آقا شير نداريم . رشتيه هم گير ميده كه من الا و بلا شير ميخوام و يه شر حسابي ميندازه خلبان ميپرسه اينجا چه خبره و وقتي ماجرارو ميشنوه ميگه : خانوم مهماندار حالا شما بهش يه ذره شير بدين تا شر نشه مهماندارم ممه رو ميندازه تو دهن رشتيه ميگه شير بخور . رشتيه كه حسابي حال ميكنه بعد از خوردن شير ميگه خانو جان يه چيز ديگه هم ميخوام مهماندار با عصبانيت ميگه ديگه چي ميخواي؟ رشتيه ميگه : شاششش
رشتيه از ملافه گل دار بدش ميومده هر وقتم كه زنش ملافه گل دار مينداخته رو تخت قهر ميكرده و ميرفته زير تخت ميخوابيده يه شب كه مياد خونه ميبينه بازم خانوم ملافه گل دار انداخته رشتيه هم داغ ميكنه ميگه: خانوم جان من كه گفتم ميرم زير تخت بازم ملافه گل دار انداختي پس من ميرم زير تخت تا ميره زير تخت ميبينه كه يه مرده لخت زير تخت قايم شده رشتيه ميگه : آقا ببخشيد شما هم از ملافه گل دار بدتون مياد
دختررشتيه ميره پيش باباش ميگه بابا پرايد ميخوام. باباش ميگه دخترم پرايد گرونه ، دختره ميگه من پرايد ميخوام خلاصه هي بحث ميكنن تا اينكه پدره ميگه پرايد ميخواي ؟ دختره ميگه آره پدره ميگه حالا كه پرايد ميخواي بايد برام ساك بزني ، دختره ميگه بابا من دخترتم،باباش ميگه باش مگه پرايد نميخواي ؟ دختره ميگه چرا ميخوام ميگه بايد ساك بزني خلاصه دختره راضي ميشه.. بعد تا ميخواد ساك بزنه شومبول باباهرو بو ميكنه ميگه :بابا كير ت چه بوي اني ميده . بابا ميگه : آخه ديروز داداشت دوو ميخواست