تنها..........
مرا اينگونه باور کن...
کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته...
خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟!
نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟
که شايد هم به جرم آن،غريبي و جدايي هست..؟؟؟

نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد
ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم
به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم...











