مراببخش

ملامتت نمی کنم

که مرا باور نکردی

هر چند به ناگاه امروز شد .

رد تنهائیم بر دیوار

نقش ترا جاودان کرده

و عجیب نیست که من دردم را

تنها به درختان می گویم.

لاک تنهائیم را

گذر آدمها سخت کرده

و من بناچار

بغضهایم را در لابلای ترکهای دیوار

- با وسواسی کودکانه -

می نهانم.

همبستری با خیالت

هر شب خطی نو می زاید

و من این نوزادان غم زاده را

با دردی جانکاه بر دفتری کهنه می خوابانم .

آه ! که شیون های گاه و بی گاهشان

در پس خط چین تحمل من

قیامتی به پا کرده ابدی .

کاش کسی به من می گفت

این عقوبت کدامین نکرده گناه است ؟!؟

کاش ...

کسی ...

به من ...

می گفت ...

کاش .


قاصدک


قاصدكم غم دارم

غم ‌آوارگي و دربه دري

غم تنهايي و خونين جگري

قاصدك واي به من ، همه از خويش مرا مي رانند

همه ديوانه و ديوانه ترم مي خوانند

صباي من ، غم ها در دل من غم هاست

مهد و گهواره من ماتم هاست

قاصدك دريابم ، روح من عصيان زده و طوفانيست

آسمان دلم بارانيست

قاصدكم غم دارم

غم به اندازه سنگيني عالم دارم

قاصدكم غم دارم

غم من صحراهاست

افق تيره او ناپيداست

قاصدك ، ديگر از اين پس منم و تنهايي

و به تنهايي خود در هوس دريايي

قاصدك زشتم من ، زشت چون چهره سنگ خارا

زشت مانند زوال دنيا

قاصدك حال گريزش دارم

مي گريزم به جهاني كه در آن زشتي نيست

مي گريزم به جهاني كه مرا نا پيداست

شايد آن نيز فقط يك روياست

قاصدكم غم دارم ، به خدا غم دارم

            رفتي پيشش ، بهش بگو دوستش دارم

گرگ وبره.......



بيا تا برات بگم

آسمون سياه شده
ديگه هر پنجره اي
به ديواري وا شده
بيا تا برات بگم،
گل تو گلدون خشكيده
دست سردم تا حالا
دست گرمي نديده

بيا تا مثل قديم
واسه هم قصه بگيم
گم بشيم تو روياها
قصه از غصه بگيم

بيا تا برات بگم
قصهء بره و گرگ
كه چطور آشنا شدند
توي اين دشت بزرگ

آخه شب بود ميدوني
بره گرگو نميديد
بره از گرگ سياه
حرفاي خوبي شنيد
برهء‌ تنها رو گرگ
به يه شهر تازه برد
بره تا رفت تو خيال
گرگ پريد و اونو خورد

بره باور نميكرد
گفت شايد خواب ميبينه
ولي ديد جاي دلش
خالي مونده تو سينه

بيا تا برات بگم
تو همون گرگ بدي
كه با نيرنگ و فريب
به سراغم اومدي

تو



تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف

مبارزه با...............

سلام ببخشید یک مدتی نبودم شرمنده .......
امروز براتون عکس هایی از
مبارزه بابدحجابی آپ می کنم
امیدوارم خوشتون بیاد........
(باران)