سال نو مبارک



منم به نوبه خودم این عید باستانی و
خجسته را به تمامی عاشقان تبریک عرض نموده
وآرزوی سعادت وسلامتی برای همهء
شما عزیزان دارم
(باران)


چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جدا ناشدنی نوروز بوده که ساعتی به تحویل سال مانده ، این سفره گذاشته میشود. هفت، عددی است مقدس که نشان دهنده هفت ایزد زرتشتیان موسوم به امشاسپندان است و به همین دلیل سین های نوروزی به نام هفت سین خوانده می شوند. سفره هفت سین سفره ایست که در آن سبزه، سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو ، سرکه و سکه، همچنین آینه شمعدان ، شمع ، کتب آسمان ، ماهی قرمز ، تخم مرغ رنگ کرده یا تزئین شده ، کتاب شعر، گل مانند شب بو- لاله – سنبل ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی قرار میگیرد. تمامی مواردی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند دارای معانی خاصی هستند که برای شروع سال نو آنرا طلب میکنیم و البته در هر منطقه معنا و تنوع این موارد متفاوت است

در هفت سین سبزه نشان رویش و سبزی ، سمنو به سبب داشتن گندم نشان برکت ، سنجد نشانی از عشق و دلداگی ، سیب میوه ای به نشان سلامت عشق و زایش، سکه های تازه ضرب شده نمادی از ثروت است، وجود چند دانه سیر نیز به نشانه دفع بیماری و یک ظرف سرکه هم عنوان برکت بر سفره نوروز ایرانیان جای داده می شود. هفت سین و نمادهای آن نشانه های از نو شدن زندگی و طبیعت هستند که در سفره جای می گیرند. تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود و در برخی مناطق به معنایی نشان نژاد است و ازدیاد نسل. ماهی نماد برج حوت یا اسفند و نشان برکت و زایش و در برخی مناطق به نشانه زندگی و پایداریست ، و شیرینی به معنای شیرین کام بودن در تمام روزهای سال است. میوه ،آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد. گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشود آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی، شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود. اسفند هم گیاهی مقدس محسوب شده و نمادی از بوی خوش است و سرانجام آب در سفره هفت سین پاکی و پاکیزگی است و همچنین نشان آبادانی و همینطور صافی، پاکی و گشایش در کارها میباشد



غربت چشمات




هیچ تنهاوغریبی
طاقت غربت چشماتونداره
هرچی دریاروزمینه
قدچشمات نمی تونه
ابربارونی بیاره
وقتی دلگیری وتنها
غربت تمام دنیا
ازدریچهءقشنگه
چشم روشنت میباره
نمی تونم غریبه باشم
توی آیینهءچشمات
توبذارکه من بسوزم
مثل شمعی توی شبهات
توی این غروب دلگیرجدایی
توی غربتی که همرنگ چشاته
همیشه غباراندوه روی گلبرگ لباته
حرفی داری روی لبهات
اگه آه سینه سوزه
اگه حرفی ازغریبی
اگه گرمای تموزه
توبگوبه این شکسته
قصه های بی کسی تو
اضطراب ونگرانیت
حرفای دلواپسی تو
نمی تونم غریبه باشم
توی آیینهءچشمات
نمی تونم نمی تونم.......


کد آهنگ(سیاوش قمیشی)

اهنگ بوسه باد از سیاوش قمیشی

اهنگ گریه کن از سیاوش قمیشی



اهنگ پنجره از سیاوش قمیشی



اهنگ تصور کن از سیاوش قمیشی



اهنگ محبوبه شب از سیاوش قمیشی



اهنگ هنوز از سیاوش قمیشی



اهنگ یاد من باش از سیاوش قمیشی



نمی دونم...........



هیچ وقت نشدبهت بگم
که من چقدر دوستت دارم
نشدیه روزبهت بگم
تودلم فقط تورودارم
روزاباتوبیدارمیشم
شباباتوبه خواب میرم
هیچ وقت نشدنفهمیدی
که جزء تودنیاندارم
توهمه دنیای منی
امروزفردای منی
هیچ وقت نشدبدونی که
من بی توفرداندارم
میگن چشای عاشق
یه دنیاشعروقصه است
اماچراعزیزم؟
چشام لبریز غصه است
میگن گل شقایق
نشون داغ عشقه
من ازنگاه داغت




شدم باغ شقایق
میگن شباستاره ها
رابط عشق و هواند
اماآخه ستارم
راه نمی ده به چشمات
میگن اشکای عاشق
پیش خداعزیزه
نمی دونم تاکی باید
بریزه ویریزه
وقتی شباتوآسمون
رنگ چشاتومیبینم
دلم می خوادبهت بگم
که جزءتورویاندارم
بین تموم آدما
توعشق پاک این دلی
دلم به یک نگاهت
شدابرپاره پاره
امابگوعزیزم
این کارا فایده داره......

بریم..........

برویم ودر گوشه بزرگی از تنهایی درونمان شمعی روشن کنیم ....
 
 
 
و آسمان را به تماشا بنشینیم . و دستان خودمان رابگیریم وبه دشتهای
 
 
 
 آب که در بیکرانگی عالم از نور ماه میدرخشد،سفر کنیم.
 
 
 
آنگاه پاک و درخشان ازآبهای نور خورده
 
 
 
به بیرون اتاقمان بازگردیم وزندگی کنیم آنچنان که شایسته ماست .
 
 
 
آنجاست که خدا
 
 
 
رادر همه چیز خواهیم یافت ،(هر چند به اندازه خودمان آن را یافته ایم ) آنگاه عشق را
 
 
 
خواهیم یافت ، آنگاه زیستن را خواهیم دانست ، آنگاه خواهیم زیست ، شاید روزی با
 
 
 
آفتابی که از پشت پرده به زندگیمان می تابد گذشته را از یاد ببریم .
 
 
 
شاید روزی به واژه های آمده بخندیم ، شاید هم نه ، کسی چه می داند .
 
 
 
اگر ندانسته زندگی کنیم آن خواهد شد که روزمرگی می خواهد !! ... ای هم دردهای
 
 
 
عالم،ای همه اندوه های نهاد بشری و ای همه غمهای بزرگ ، بر من هجوم بیاورید
 
 
 
که شیرین ترین کلام در جان من  تمامت شماست .
 
 
 
من سهم گریستنم را در واژه ها ریختم و در اتاق بزرگ درونم در گوشه بزرگ تنهاییم ،
 
 
 
دشتها گریستم ، دریاها گریستم ، نه بر هجرانی ، که بر انسان گریستم .... چه
 
 
 
سرنوشت سحر انگیز وچه زیبایی عجیبی.
 
 
 
 واژه ها گذشتند ، واژه ها گذشتند آنچنان که ابرها آمدند ورفتند ، روزهاگذشتندو .....
 
 
 
 
امروز و فردامی آیند
 
 
 
 
                   تا بگذرند ، بی آنکه ما بتوانیم کاری بکنیم...!
     
 
 
 
 
               زندگی همواره آمده است  ما را دربر گرفته و آرام رفته است   
 
 
 
 

نمي خواهم ....



نمي خواهم به جز من دوستدار ديگري باشي
براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش به لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم كه نقش چهره اي در خاطرت ماند
نمي خواهم نگاهي بر نگاه پاكت در آويزد
نمي خواهم كسي يارت شود در اين راه هستي
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم ميان ما جدايي سايه اندازد
خيال ديگري بنيان عشق ما بر اندازد
نمي خواهم ، نمي خواهم به جز من يار كسي باشي
گل نازم نمي خواهم ....

صدای باران



صدای باران را می شنوی ؟

منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ،
در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري ،
در همان دامنه ي دور دريا بمان !
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو
از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست !
من كه اين جا كاري نمي كنم !
فقط گهگاه
گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم !
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد !
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي !
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
باران مي آيد!   
صداي باران را مي شنوي ؟!

مکه عشق

به مژگان سیه کردی
هزاران رخنه دردینم
آخ بیا کزچشم بیمارت
بیا کز چشم بیمارت
هزاران دردبرچینم


تومکهءعشقی ومن
عاشق روبه قبلتم
من اولین قربونی
پیدای فطرکعبتم
میمیرم ازعشق چشات
اگه ندی توحاجتم
هرچی بت به خاطرت
کوبوندم وشیکوندم
خودموتوچشم مست تو
آتیش زدم سوزوندم
به عشق دیدن گلم
روی تواینجاموندم
بین نماز ظهروعصرم
استخاره کردم
خوب اومده مبارکه
دورسرت بگردم
اگه به من وفاکنی
حاجتمورواکنی
بین تموم عاشقات
نذرمنواداکنی
یه کاسه گندم میریزم
تاکفتراروسیرکنم
واست میمیرم اینقدر
تادلت واسیرکنم
به پات میشینم
شب وروز تا باتو
عمروپیرکنم



واست میمیرم اینقدر